اردیبهشتیا

۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
اردیبهشتیا

سلام، اردیبهشتتون مبارک

چه گرد و خاکی گرفته وبلاگم

همیشه دوست داشتم یه وبلاگ خوب داشته باشم و بدون در نظر گرفتن هیچ چیزی فقط توش بنویسم، اما هیچ وقت نشد تو اولویت قرار بگیره این دوست داشتنم ! انگار همیشه کارای مهمتری وجود داشتن؛ ولی الآن که دارم به عقب نگاه میکنم میبینم نه انقدر هام .

خوب؛ بعد از چند ماه تو ماه خودم -اردیبهشت- فرصت شد که یه پست بدم اینجا …

درس و داشتن پروژه بعد از تنبلی خودم مهمترین دلائل اینن که وبلاگم سوت و کور مونده.

من بهار رو از همه فصل ها و اردیبهشت رو از همه ماه ها بیشتر دوست دارم، البته دلیل های بیشتری از اینکه تو این ماه به دنیا اومدم برای این دوست داشتنم وجود داره  یکیش همین صدای بارون از پشت پنجرست و بوی نم خاک !

چند وقته مازندران هواش یه جوری شده، مثلا شبا گرمه صبح ها سرده! یه روز تابستونه فرداش زمستونه در حالی که بهاره :gij: یعنی یه جورایی دو فصله شده مازندران! گرم باشه تابستون، سرد باشه زمستون … خدا کنه هرچه ودتر درست شه این وضعیت !

یه اتفاق جالب دیگه هم افتاد تو این چند مدت که نبودم اینجا؛ اونم این بود که سیبیل گذاشتم :samalek:  حالا از دادن جزئیات خود داری میکنم ولی اتفاق ها و ری اکشن های اطرافیان خیلی جالب تر از اونی بود که فک میکردم.

اتاقم هم یه طبقه رفت بالا تر ! اووووف چقدر اتفاق افتاده تو این چند مدت!

این بالا رو بیشتر دوست دارم … نمیدونم چرا

 

اه اه یکی اومده باس برم، فعلا :H

پینوشت:

تصویر بالا رو همین اردیبهشت، خودم از خونه مادربزرگم گرفتم !