یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

۱۹ خرداد ۱۳۹۲

از باغ میبرند چراغانی ات کنند

تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پوشانده اند صبح تو را ابر های تار

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار میبرند تا زندانی ات کنند

ای گل گمان مبر به شب جشن میروی

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آبِ طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه است که قربانی ات کنند

جواد فاضل