صبح یک پنجشنبه تعطیل

۹ مرداد ۱۳۹۳
صبح یک پنجشنبه تعطیل

وقتی صبح یک پنجشنبه تعطیل، خیلی زودتر از معمول بیدار میشی، شاید دلیلش اینه که باید چند خطی بنویسی …

راستیتش دلیل اینکه تعداد نوشته‌های منتشر شده‌ام اینجا یه مقدار پایینه این نیست که کم می‌نویسم، خیلی از نوشته‌هام رو به دلایلی منتشر نمی‌کنم و زیاد شدن این نوشته‌ها میتونه یه زنگ هشدار باشه.

ولی خب این نوشته‌ای خواهد بود برای منتشر شدن.

 

ساعت خواب !

یکی از نکات جالب در مورد خواب من اینه که یکی از بی‌جنبه ترین ابعاد زندگی منه.

به این صورت که با کمترین نوسان یا تغییر ناگهانی، اولین چیزی که به هم میریزه ساعت خوابه و این به هم ریختگی متناسب با میزان تغییر میتونه از چند روز تا چند ماه باشه! برای مثال در ماه مبارک رمضان گذشته که ۳ روز ازش میگذره به حدی این نوسان زیاد بود که بعضی روزها کلا نمیخوابیدم، بعضی روزا کلا خواب بودم، بعضی روزها شروع خواب از ۱۲ ظهر بود و الخ …

اَلا اَی‌ّحال امروز که صبحِ زود به صورت کاملا اتوماتیک بیدار شدم، به فال نیک می‌گیرم و امید دارم که این صرفا یک اتفاق نبوده باشه.

 

 چیزهایی که باید بخرم

خیلی از یادداشت‌هام، شعر و  متن هایی که به نظرم جالب میان، مسائل مربوط به کارهام و خیلی چیزای دیگه رو داخل اپلیکیشن wunderlist ثبت میکنم، نسخه اندروید، وب و ویندوز داره و به اطلاعاتش همیشه دسترسی دارم؛ یکی از این لیست ها، لیست «چیزهای که باید بخرم» هست.

من معمولا در لحظه زندگی کردن رو ترجیح میدم به انتظار برای روزی که بتونم توش کمی زندگی کنم، بر همین اصل زیاد اهل ذخیره کردن پول‌هام نیستم، مگر اینکه قرار باشه کار خاصی انجام بدم یا چیز خاصی بخرم که نیاز به پولی بیشتر از حد عادی داره.

امروز که داشتم این لیست رو نگاه میکردم متوجه سیل صعودی گزینه های داخلش شدم، از چیزهای خیلی سطحی به چیزهای واقعا بزرگ و اساسی.

تاحالا که هرچی وارد این لیست شده، در انتها به عنوان «انجام شده» علامت گذاری شده، امیدوارم این دو گزینه آخر که یکیشون «خونه مستقل» هست هم همین وضعیت رو داشته باشند.

 

نمیخوام این متن رو زیاد طولانی کنم، روزگار در حال سپری شدن هست و روزهای سخت و جدی‌تر درحال نزدیک شدن.

فعلن

 


پ.ن:

کل این متن در حال گوش دادن به آهنگ Younger Brother از Train نوشته شد.